فهرست مطالب

اشتباهات رهبری در کسب و کار

10+7 اشتباه رهبری در کسب و کار

به نظر شما اشتباه کردن خوب است یا بد؟

چرا برای رهبری کسب و کار اشتباهات ممکن اشتباه جبران ناپذیر باشد؟

اصلاً رهبری چیست؟

اشتباهات رایج و وحشتناکی که رهبران مرتکب می شوند کدام است؟

رهبری موضوع بسیار حساسی است که باید به آن توجه ویژه تری کرد به همین منظور قصد داریم در این مقاله به اشتباهات رایجی که کمتر به آن پرداخته شده بپردازیم تا شما بتوانید به عنوان یک رهبر از آن ها دوری کنید و کسب و کار یا سازمان خود را به جایی که می خواهید برسانید.

ابتدا یک تعریف کوتاه در مورد رهبری خواهیم داشت و در ادامه اشتباهات را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

رهبری چیست؟

هر فردی تعریف خاصی از رهبری دارد و با توجه به همان تعریف، کسب و کار یا سازمان خود را رهبری می کند به همین دلیل ما خود را درگیر یک چهارچوب خاص در این مورد نمی کنیم . اما اگر بخواهیم رهبری کسب و کار را به صورت ساده معنی کنیم می گوییم، مهارتی است که با ایجاد ارتباطات بهتر و هدایت افراد و به دور از مدیریت خرد،  باعث جهش و رشد کسب و کار می شود.

بیشتر نوشته هایی که در مورد رهبری امروز وجود دارد،  بر آنچه رهبران با عملکرد بالا باید انجام دهند متمرکز شده است. مطمئناً، این موضوع می تواند بسیار عالی باشد، با این حال، آنچه واقعاً رهبران باید به آن به طور روزانه توجه کنند، اشتباهاتی است که ممکن است  مرتکب شوند. آن‌ها اغلب به دلیل فقدان دانش، عادات بد یا استرس زیاد دچار اشتباه می شوند که گاهی تأثیرات جبران ناپذیری را برجای می گذارد.

شایع ترین و زیان­بارترین اشتباهات، شامل تعامل اشتباه با افراد است. در ادامه 17 اشتباه را مورد بررسی قرار می­دهیم که رهبران دچار آن هستند.

  1. عدم وقت گذاشتن برای پیوند با کارکنان

رهبری که به افراد در سطح انسانی علاقه ای ندارد، می تواند مشکلات فراوانی را در فرایند رهبری به وجود آورد. رهبري كه از نظر مفهومي به ديگران علاقه مند است اما وقتي براي برقراری “پيوند و ارتباط ” با مردم ندارد، نمی تواند در کسب و کار خود نتیجه عالی بگیرد.

پیوند یک رابطه عاطفی عمیق است که با دوست داشتن شخص متفاوت است. در واقع، شما مجبور نیستید کسی را دوست داشته باشید که با او ارتباط برقرار کنید. شما باید او را بشناسید و بفهمید چه چیزی باعث می شود با او ارتباط درستی برقرار کنید؛ و این موضوع به زمان نیاز دارد تا به درستی شکل بگیرد.

  1. غیرقابل دسترس بودن

بدیهی است که رهبران باید وظایف خود را به دیگران واگذار کنند. با این حال تفویض اختیار نباید به معنای جدا شدن احساسی با افراد باشد. به طور مثال بعضی از رهبرانی که وظایفی را تعیین می کنند و با رویکردی کاملاً دور از دسترس، افراد خود را رها می کنند، دچار اشتباه بسیار بزرگی می شوند که می تواند کسب و کار یا سازمان آن ها را  از بین ببرد و یا مشکلات زیادی را به وجود آورد.

 تفویض اختیار به صورت درست ،  به ارتباط و در دسترس بودن بستگی دارد. شما می توانید با ایجاد این حس که مایل هستید در دسترس  افراد باشید، می تواند در  حفظ ارتباطات کمک فراوانی بکند. این بدان معنا نیست که شما بلافاصله به هر درخواست کوچکی پاسخ می دهید. این بدان معناست که کانال هایی را برای دسترسی افراد به شما و همچنین راهنمایی هایی برای استفاده از آن کانال ها ایجاد کرده اید.

  1. عدم تمرکز بر پرورش استعدادها

سومین اشتباه رهبران عدم تمرکز بر پرورش استعداد افراد است. اغلب، رهبران منحصراً بر پیشبرد اهداف شرکت تمرکز می کنند و در این راستا نیاز ذاتی انسان به یادگیری را کنار می گذارند. مردم می‌خواهند مهارت ها و شایستگی های خود را در حین انجام کار گسترش دهند.

 درک کنید که یادگیری بخشی جدایی ناپذیر از دستیابی به نتایج است. وقتی یادگیری را در اولویت قرار می دهید، تبدیل به یک رهبر بزرگ می شوید که می تواند استعدادها را در افرادی که ممکن است خودشان از آن بی اطلاع باشند تشخیص و پرورش دهد. با این کار شما به سادگی یک شکارچی استعداد می شوید.

  1. عدم ارائه بازخورد منظم در مورد عملکرد

یکی دیگر از اشتباهات رایج رهبری عدم دادن بازخورد صحیح است. افراد تنها در صورتی می توانند به کارایی بالا، دست پیدا کنند که  حقیقت کارایی خود را بدانند و درک درستی از نتیجه کارهای خود به دست آورند. رهبران اغلب این نیاز را نادیده می گیرند و در نتیجه کلید رشد کسب و کار خود را از کارکنان می گیرند. در حالی که بازخورد های شدید می تواند دردناک باشد، رهبران بزرگ می دانند چگونه این موضوع را به نحوی انتقال دهند که به کمک آن رشد اتفاق بیفتد.

  1. عدم در نظر گرفتن احساسات

قوی ترین احساسات مربوط به از دست دادن، ناامیدی، شکست و جدایی است. تحقیقات به وضوح نشان می دهد که از دست دادن و حتی ترس از ضرر پیش بینی شده، رفتار افراد را بسیار قوی تر از مزایا و پاداش های احتمالی هدایت می کند. رهبرانی که احساساتی مانند  از دست دادن و ناامیدی را نادیده می گیرند، مرتکب یک اشتباه بزرگ می شوند که مشارکت کارکنان را تا حد زیادی کاهش می دهد. به سادگی با آگاهی از این احساسات و نشان دادن علاقه واقعی به آن بخش از تجربه یک فرد، می توانید این پیام را به کارمندان خود بدهید که آن ها برای شما بسیار مهم هستند.

  1. حل نکردن تعارضات

یکی دیگر از اشتباهات رایج رهبری حل نکردن تعارضات است. درگیری هایی که به آن‌ها پرداخته نمی شود، مانع همکاری و همسویی برای رسیدن به اهداف مشترک می شود. به همین خاطر تنش، احساسات منفی و دوقطبی یا چند قطبی بودن افراد را افزایش می یابد. با این اتفاقات، درگیری ها تبدیل به اتفاقات مخفی در سازمان می شود و مانند آتش زیر خاکستر عمل می کند و می تواند شما را از رسیدن به اهداف خود باز دارد.

شما به عنوان یک رهبر باید این تعارضات مخفی را به صورت شفاف درک و برطرف کنید و با حل درگیری ها از اتفاقات بعدی جلوگیری کنید

  1. عدم تغییر در سبک رهبری

اشتباه هفتمی که رهبران دچار آن می شوند، عدم ایجاد تغییر است. بدون تغییر، سازمان­های ما، مانند همه موجودات، پژمرده می شوند و در نهایت می میرند. رهبرانی که تغییر ایجاد نمی کنند، شرکت های خود را در خطر جدی شکست قرار می دهند. مزایای تغییرات را برای خود توضیح دهید و بدانید که مردم به طور طبیعی در برابر تغییرات مقاومت می کنند: آن‌ها در برابر ترس از ناشناخته ها یا دردهایی که ممکن است با تغییر به وجود آید، مقاومت کنند.

به همین خاطر، وظیفه شما این است که یک “پایگاه امن ” برای آن ها باشید که احساس امنیت و همچنین تشویق و انرژی برای کاوش را برای کارمندان خود ایجاد می کند؛ به عبارت دیگر، شما باید جسارت برای تغییر را تشویق کنید.

  1. تشویق نکردن دیگران به ریسک پذیری

مغز انسان به طور پیش فرض به صورت دفاعی عمل می کند و از خطرات به صورت ناخودآگاه، جلوگیری می کند. با این حال، به کمک  تمرین و از همه مهم‌تر، الگوهای مثبت، مردم می توانند ذهن خود را به پذیرش خطرات تغییر دهند. بسیاری از رهبران مردم را تشویق می کنند که در منطقه امن خود باقی بمانند، به طور مثال آن‌ها می گویند: بازی نکنید تا بازنده نشوید.” اما رهبران حرفه ای اعتماد کافی را ایجاد می کنند تا کارمندان احساس امنیت و حمایت کنند تا بتوانند در صورت لزوم، ریسک کنند و “برای پیروزی اقداماتی را انجام دهند “. این شیوه‌ای فعال و مثبت از رفتار است که باعث تغییر و در نهایت دستیابی به موفقیت می شود.

  1. درک نادرست انگیزه

بیشتر مردم تحت “انگیزه های ذاتی ” مانند به چالش کشیدن، یادگیری چیزهای جدید، ایجاد تفاوت مهم یا توسعه استعدادهای خود قرار می گیرد. بسیاری از رهبران فرصت استفاده از این سیستم هدایت داخلی را از افراد می گیرند و در عوض بر “انگیزه های بیرونی ” مانند پاداش، ارتقاء، پول و پاداش های مصنوعی تمرکز می کنند.

 مطمئناً باید عادلانه به مردم پول پرداخت کنید. با این حال، به خاطر داشته باشید که چنین رویکردهای خارجی سیستم انگیزشی داخلی را مخدوش می کند. وقتی بر الهام بخشیدن به مردم تمرکز کنید و به آنچه واقعاً می‌خواهند از نظر رشد و مشارکت به آن برسند کمک کنید، رهبر بهتری خواهید بود.

  1. مدیریت فعالیت‌ها به جای هدایت افراد

یکی دیگر از اشتباهات رهبری ، مدیریت خرد افراد است . مردم وقتی با آن‌ها مانند آدم آهنی رفتار شود و بیش از حد تخت نظارت قرار می گیرند، از انجام کارها متنفر می شوند. با این حال، بخش زیادی از مدیریت مربوط به کنترل، مدیریت و برنامه ریزی فعالیت‌ها و در نتیجه  مدیریت خود افراد است.

 از سوی دیگر، رهبری شامل ایجاد انگیزه، تشویق و نشان دادن بهترین ها در افراد با ایجاد حس اعتماد و به چالش کشیدن آن‌ها برای ریسک کردن به صورت مثبت است. برای اینکه یک رهبر خوب باشید و نه فقط یک مدیر، باید به هدایت کارمندان خود تمرکز کنید. این کار زمان و توجه خاصی را می طلبد و ما را به اصل پیوند بین افراد گره می زند.

علاقه و دخالت آشکار در کار کارمندان یکی از آن اشتباهاتی است که می تواند بر سلامتی و روابط رئیس و کارمند تأثیر فراوانی بگذارد. این یک عادت وحشتناک است که ممکن است ناشی از بی اعتمادی نباشد، اما آن را گسترش می دهد و از همه بیشتر ضعف در مدیریت و رهبری را ایجاد می کند، زیرا رهبری به این سبک باعث می شود فرد نه از زمان خود و نه از تیم خود به خوبی استفاده کند.

  1. عدم برقراری ارتباط، یا برقراری ارتباط یک طرفه

برخی از رهبران به دلیل مشغله فراوانی که دارند با کارمندان خود ارتباط برقرار نمی کنند به همین خاطر نمی توانند به درستی کارمندان خود را هدایت کنند. این اشتباه در بیشتر کسب و کارها وجود دارد به همین خاطر این موضوع می تواند بهره وری افراد را به شدت پایین بیاورد.

  1. پاسخگو نبودن

اشتباه دیگری که رهبران دچار آن می شوند این است که آن ها افرادی پاسخگو نیستند. البته، ممکن است آن‌ها به شدت مشغول کار باشند که این اجازه را به آن ها نمی دهد تا پاسخگوی سؤالات افراد باشند، اما با این شرایط پاسخگو نبودن می تواند نتایجی بدی را به دنبال داشته باشد. اگر وقت ندارید، به سؤالات کارکنان خودپاسخ دهید این کار را به دیگران واگذار کنید. با تبدیل‌شدن به یک فردی که پاسخگوی سؤالات کارمندان نیست، عملکرد و بهره وری سازمان خود را  کاهش می دهید.

  1. عدم علاقه به کار افراد

عدم علاقه به تیم ها و گزارش‌های آن‌ها نیز یکی از اشتباهات بزرگ رهبری است زیرا این سؤال را ایجاد می کند که چرا و چگونه یک رهبر در وهله اول مدیر بوده است؟  یک رهبر “خوب ” به تیم خود علاقه دارد و بر بی علاقه بودن، و دوری از کارکنان خود غلبه می کند.

  1. تفویض نکردن اختیار

معمولاً به نظر می رسد رهبران یا مدیرانی که تجربه کمتری دارند به وظایف خود پایبند هستند، اما نمی دانند  و یا می ترسند کارهایی را به دیگران بسپارند. این یک اشتباه دیگر رهبری است که به شدت فرآیند موفقیت کسب وکار و یا سازمان را کُند می کند. این نه تنها بر حجم کار مدیر یا رهبر می افزاید بلکه به دلیل عدم اعتماد نمی تواند از توانایی های تیم خود استفاده کند.

  1. ندانستن حد و حدود خود.

 برخی از مدیران احساس می کنند که از همه چیز اطلاع دارند یا باید درباره همه چیز بدانند. زمینه فقط می تواند نشان دهد که آیا چنین احساساتی موجه است یا خیر، اما در بسیاری از موارد هر دو به این معنی است که رهبران مربوطه از مرزهای خود فراتر رفته اند. عوارض جانبی جدی بار دیگر شامل تضعیف اعتماد و سپس سوء استفاده از منابع است. به متخصصان اعتماد کنید و از آن‌ها استفاده کنید، زیرا تخصص ارزش آن‌هاست . با این کار آن ها به این نتیجه می رسند که افراد تأثیر گذاری هستند که به توانایی های آن ها ایمان دارید.

  1. زمان تغییر را نمی دانند

اشتباه دیگری که ممکن است رهبران دچار آن شوند ندانستن زمانی است که باید در مورد موضوعی تغییرات لازم را انجام دهند. برخی از رهبران نمی دانند چه زمانی در رهبری خود به خوبی عمل نمی کنند، به همین خاطر نمی دانند چه زمانی باید کنار بکشند و چه زمانی باید به راه خود ادامه دهند.

بسیاری از ما احتمالاً در شرکت هایی بوده ایم که افراد با درجات بالاتر عملکرد بدتری نسبت به تیم های خود داشته اند اما هنوز نتوانسته اند این موضوع را حتی با توجه به داده ها تشخیص دهند. این افراد، به شدت به  پست های خود می چسبند و حتی به کسانی که در واقع برنامه های خاصی را برای پیشرفت سازمان انجام می دهند  پیشنهاد می دهند کار ها را این گونه انجام ندهند.

  1. عدم پذیرش و ندادن پاداش

برخی از مدیران و یا رهبران در تشخیص کار عالی کارمندان خود مشکل دارند، چه رسد به اینکه بخواهند به آن ها به خاطر عملکرد خوبشان پاداش دهند. ما برای قضاوت در مورد دلایل این موضوع اینجا نیستم و فقط به این نکته اشاره می کنیم که این یک اشتباه است: اگر گزارش‌های نشان می دهد کارمندان شما خوب کار می کنند، به آن‌ها بگویید، به تیم بگویید، به سازمان بگویید و در مورد نحوه پاداش دادن به عملکرد آن ها فکر کنید. غافل بودن از کار خوب صرفه جویی نیست بلکه اتلاف وقت و از بین بردن منابع شرکت است.

کلام آخر

در بیشتر مقالات و دوره ها و یا سمینارها به کارهایی که یک رهبر باید انجام دهد پرداخته می شود ، اما به کارهایی که نباید انجام شود نیز باید تمرکز  و یا  توجه کرد تا بتوان به کمک آن از بروز بسیاری از اشتباهات و مشکلات جلوگیر کرد. اشتباهات رایج رهبری مانند عدم پذیرش، پاسخگو نبودن، تفویض نکردن اختیار و…  مواردی هستند که می تواند به شدت به کسب و کار و یا سازمان آسیب وارد کند.

به نظر شما چه اشتباهات دیگری برای رهبری وجود دارد؟

آیا دوست دارید این اشتباهات را از بین ببرید؟

لطفاً نظر ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید.

 

بیشتر بخوانید
اشتباهات مرگبار در مذاکره

با این توضیحات شما می‌توانید فرم درخواست کوچ را پر کنید و از این خدمات استفاده کنید.

منبع: تیم کوچینگ ماهان تیموری

PDF مقاله : تکنیک های مذاکره

دیدگاهتان را بنویسید