فهرست مطالب

۶ اصل به کارگیری گوش شنوا در جلسه کوچینگ

گوش شنوا در کوچینگ

سلام ماهانی عزیز. امروز قصد داریم که در مورد گوش شنوا با هم صحبت کنیم. گوش شنوا یکی از مهم ترین مهارت‌هایی است که یک کوچ (مربی) باید از آن بهره مند باشد.

  • گوش شنوا چیست؟
  • گوش شنوا در کوچینگ
  • اصول به کار گیری مهارت گوش شنوا
  • ۱۰ تمرین برای کسب مهارت گوش شنوا

گوش شنوا

کوچینگ، یک بستر مشترک ارتباطاتی میان مربی و مراجع است. بستری که می‌تواند اهداف متفاوتی داشته باشد و هر کدام از این اهداف نیز طبیعتا اصول و نتیجه‌های منحصر به فرد خودشان را دارا هستند. اما یکی از اصول مشترکی که در قالب یک مهارت، در تمام شیوه‌های کوچینگ مشترک است، مهارت شنیداری  و گوش شنوا است. اما مهارت شنیداری‌ای که از آن در کوچینگ استفاده می‌کنیم، به مراتب متفاوت از چیزی است که ما از آن در یک گفتگوی عادی بهره می‌بریم.

بگذارید یه خرده با هم ساده تر صحبت کنیم. وقتی ما از گوش دادن صحبت می‌کنیم، همیشه منظورمون همین شنیدن عادی نیست. چون شنیدن، مدل‌های مختلفی داره. یه وقتی هستش که ما داریم با دوستمون صحبت می‌کنیم و به حرف هاش گوش میدیم، خب این یه نوع مهارت شنیداری میطلبه و یه موقع هم هستش که ما میریم سر یه کلاس درس و اونجا به درس‌های یه استاد گوش میدیم. خب اینم یه نوع متفاوت از شنیدن هستش.  حالا شاید از ما بپرسید که چه فرقی بین این دو تا موقعیت و مهارت شنیداری وجود داره؟

کلام اتوماتیک

ببینید دوستان، وقتی شما با یه نفر یه گفتگوی دوستانه انجام می دید، هم کلماتی که به زبون میارید و هم کلماتی که می‌شنوید کاملا اتوماتیک اتفاق میفته . درست مثل یه بازی پینگ پنگ می مونه. یه نفر ان ور میز حرف میزنه و یه نفر این میز منتظره که توپ دستش برسه و داره گوش میده به طرف مقابل. و از اول تا آخر یک گفتگوی دوستانه و خیلی از گفتگوهایی که ما داریم دقیقا همین شکلیه.

 این نوع شنیدن، صرفا با این هدف هستش که ما حرف دوستمون رو بفهمیم و بتونیم بهش بازخورد بدیم. ما هیچ وقت روی حرف‌هایی که میزنه کامل تمرکز نمی کنیم. فکر نمی کنیم. بلکه فقط به صورت اتوماتیک درک می کنیم و بعد می ریم سراغ حرف زدن. اما وقتی از یه کلاس درس صحبت می‌کنیم، شرایط کاملا متفاوت می شه. 

هدف ما از شنیدن حرف‌های یه استاد اینه که هم حرفشو بشنویم، هم تمرکز کنیم، هم یادگیری داشته باشیم. حالا اگر یه نتیجه گیری داشته باشیم می تونیم بگیم که شنیدن با شنیدن فرق داره. ولی حالا یه سوال بزرگ میمونه و اونم اینه که تو کوچینگ، چه نوع گوش دادنی نیازه و مهارت شنیداری‌ای که ما باید توی کوچینگ ازش استفاده کنیم، چه نوع شنیدنی هست؟ اینجاست که به مسئله‌ی گوش شنوا میرسیم. اما گوش شنوا رو باید قدم به قدم جلو بریم و به یک نتیجه درست و حسابی می رسیم.

مهارت های ارتباطی در کوچینگ

 اگر به تعاریف کوچینگ و مهارت‌های اولیه آن رجوع کنیم، می‌بینیم که یکی از مهارت‌های اساسی در کوچینگ، بحث مهارت‌های ارتباطی است. ارتباط گرفتن با کسی که به ما بعنوان یک مراجع رجوع می‌کند، مهم ترین وظیفه ما بعنوان یک کوچ است که با گوش شنوا این موضوع اتفاق می افته. چرا؟ به این دلیل که تا زمانی که ما نتوانیم داده‌های درستی از زندگی طرف مقابل داشته باشیم و ابعاد مختلف زندگی او را بررسی کنیم، تحت هیچ شرایطی نمی‌توانیم حتی یک قدم در مسیر کوچینگ حرکت کنیم. پس اولین مرحله مهارت گفتگو و ارتباط است. 

و این نکته را باید بدانیم که هر گفتگویی یک شنونده و یک گوینده دارد. و ما بعنوان یک کوچ، باید این نکته را در نظر داشته باشیم که هیچ گاه قرار نیست سخنگوی مطلق باشیم.

به زبان ساده تر، وقتی ما با یک مراجع توی فرآیند کوچینگ صحبت می‌کنیم، باید به این نکته توجه داشته باشیم که قرار نیست ما همش حرف بزنیم و قرار نیست که مراجع ما فقط شنونده باشه. بلکه قرار هستش که با هم حرف بزنیم ولی اول از همه باید یاد بگیریم که خوب به طرف مقابلمون گوش بدیم و بعد وارد پروسه حرف زدن بشیم. حالا چرا ما اینقدر روی این گوش دادن داریم تاکید می کنیم. 

دلیل بسیار بزرگ

به یک دلیل بسیار بزرگ. اگر یادتون باشه تو بحث کوچینگ به این نکته اشاره کردیم که یه کوچ زمانی می تونه وارد مرحله‌ی کوچینگ بشه و زمانی میتونه یه محرک برای زندگی یه مراجع باشه که اول به طور کامل داستان زندگی طرف مقابل رو بشنوه. اول کارش، تمام داده‌های مورد نظر رو بگیره تا بتونه تحلیل‌های لازم رو برای ادامه کار، بدست بیاره. 

اگر این اتفاق بیافته اونموقس که ما می تونیم انتظار یک جلسه کوچینگ خوب داشته باشیم. پس به عنوان یک کوچ باید به این نکته توجه داشته باشید که قرار نیست همیشه حرف بزنید و قرار نیست که همیشه راهنما باشید. یه وقتایی باید فقط یه گوش شنوا باشید. خب تا اینجا قبول؟ حالا باید بریم سراغ مرحله بعد که بحث گوش شنوا در کوچینگ هست.

در یک نتیجه گیری، گوش شنوا، به مهارتی گفته می‌شود که طی آن ما یاد می‌گیریم که پیش از حرف زدن، پیش از اینکه سخن بگوییم، به شخص مقابلمان دقیق و با تمرکز بسیار بالا گوش بدهیم. گوش شنوا، در واقع پذیرش سخنان دیگران، در قالب یک شنیدن فعال است.

گوش شنوا در کوچینگ

گوش شنوا در کوچینگ

اما اگر کمی بخواهیم به مفهوم گوش شنوا در کوچینگ بپردازیم، باید بگوییم که گوش شنوا در کوچینگ، نه تنها یک مهارت، بلکه یک فرصت عالی برای طی مسیر و روند کوچینگ برای یک مربی است. چرا؟ به این دلیل که وقتی یک مراجع به شما رجوع می‌کند، سخت ترین کاری که در پیش دارید، بحث پیدا کردن سرنخ‌هایی برای گفتگوی مشترک و پیدا کردن دغدغه‌ها و مسئله‌های اصلی زندگی اوست. 

اگر ما نتوانیم فضایی ایجاد کنیم که طی آن مراجع ما به راحتی هر چه تمام تر، با ما در مورد مشکلش صحبت کند، یا از ما راهنمایی بخواهد، جلسه کوچینگ به احتمال بسیار زیادی با شکست مواجه خواهد شد. اما اگر ما بتوانیم با تکنیک گوش شنوا در کوچینگ، فضای جلسه را آماده گفتگو کنیم، می‌توانیم ادعا کنیم که یک قدم دیگر به موفقیت در مسیر کوچینگ نزدیک تر شدیم.

بیشتر بخوانید  انواع کوچینگ

اگر میخاید این مسئله رو بهتر درک کنید کافیه خودتون رو یک لحظه بزارید جای مراجعی که به شما بعنوان یک کوچ یا یک مربی رجوع میکنه. خودتون رو توی اون شرایط تصور کنید. وقتی خودتون رو بزارید توی شرایط، تازه متوجه میشید که چقدر استرس میتونه توی شما باشه. چقدر دغدغه میتونید داشته باشید. 

از کجا شروع کنیم؟

اینکه نمی دونید از کجا شروع کنید و اینکه نم یدونید چی باید بگید، همه این چیزا با شما تو اون لحظه وجود داره و در عین حال می خواید از وقتی که در اختیارتون قرار داده شده هم استفاده کنید. اینجاست که یه خرده شرایط سخت میشه.  اما اگر برید توی جلسه و کسی که قراره شما رو کوچ کنه، یه خرده باهاتون حرف بزنه و بعد با یه ارامشی اماده شنیدن شما بشه، احساس ارامش می‌کنید و این فرصت رو بدست میارید که خیلی راحت بدون هیچ مشکلی، جلسه رو ادامه بدید. پس حالا که مسئله رو خوب درک کردید، میتونید از دید یه کوچ به این قضیه نگاه کنید و همه چیز رو به عالی ترین شکل ممکن، مدیریت کنید.

اما نکته‌ای که نباید  از آن غافل بشویم، این نکته است که گوش شنوا قرار نیست که تنها آرامش جلسه را برای ما فراهم کند، بلکه قرار است فرصتی را برای ما مهیا کند که ما بتوانیم اطلاعات دقیق تری از مراجع بگیریم و راهنمایی دقیق تری برای دغدغه‌های او داشته باشیم. اگر بتوانیم به این نقطه برسیم طبیعتا کار خودمان را به عنوان یک کوچ درست انجام داده‌ایم. اما سوال اینجاست که چطور میتوانیم به عنوان یک کوچ مهارت گوش شنوا را به درستی انجام دهیم.

اصول به کار گیری مهارت گوش شنوا

حالا ما خوب میدانیم که گوش شنوا تا چه اندازه می‌تواند روی فرآیند کوچینگ تاثیر بگذارد اما سوال اینجاست که چطور باید از این مهارت در جلسه‌ها و گفتگوهای خودمان بعنوان یک کوچ استفاده کنیم؟ اولین نکته‌ای که در مسیر یادگیری مهارت گوش شنوا به آن می رسیم، اصول به کار گیری این مهارت در کوچینگ است. ما برای مهارت گوش شنوا، ۶ اصل داریم.

اصل دوم: کسی را قضاوت نکنید!

اگر به تعریف کوچینگ مراجعه کنید می‌بینید که کوچینگ در واقع یک همکاری بین مربی و مراجع است که به یک نتیجه مشترک ختم می‌شود. پس از همین ابتدا بدانید که یک مراجع متهم نیست و شما هم قاضی دادگاه زندگی او نیستید. پس به او این فرصت را بدهید که با خیال راحت حرف‌هایش را بزند و به او این اطمینان را بدهید که تحت هیچ شرایطی قرار نیست او را قضاوت کنید. برای این کار بهترین راه این است که در ابتدای جلسه‌های کوچینگ، با او صحبت کنید. 

به او بگویید که این جلسه، یک جلسه کاملا خصوصی است و تو آزاد هستی که هر آن طور که می‌خواهی، با هر لحنی، هر ماجرایی که مربوط به زندگی تو می‌شود و فکر می‌کنی که در روند کار ما بهبود ایجاد می‌کند را برای من بگویی. این اتفاق باعث می‌شود که آرامش در مراجع ایجاد شود و شما هم این فرصت را داشته باشید که زوایای پنهان موضوع و دغدغه مراجع خودتان را بدانید. اما هنوز یک مسئله باقی می‌ماند و آن هم این است که تحت هیچ شرایطی مراجع نباید احساس کند که در حال قضاوت شدن است.

و اگر بخوام یه خرده باهاتون راحت تر صحبت کنم، باید بگم که خیلیا فکر می‌کنن که قضاوت کردن یعنی اینکه به طرفت بگی: ” تو کار اشتباهی انجام دادی. ” و یا بهش بگی که: ” تو مقصر هستی. “. اما راستش رو بخاید این‌ها قضاوت‌های آشکاری هستن که مردم باهاشون رو در رو هستن و ما قضاوت‌های پنهانی هم داریم که بعنوان یک کوچینگ باید بدونیم و روشون تسلط داشته باشیم که هیچ وقت اون اشتباهات رو انجام ندیم.

ممکنه خودت انجام بدی

 مثلا اگر یه وقتی مراجع شما یه کاری که کرده و ازش پشیمون شده رو براتون تعریف کنه و شما قیافتون بره تو هم و یا سرتون رو به نشونه‌ی تاسف تکون بدید یا از دهنتون بپره که : ” اوه اوه این چه کاری بود کردی؟ “. این‌ها هم قضاوت محسوب میشه. پس باید حواستون باشه که قضاوت کردن فقط به طور مستقیم اتفاق نمیفته. بلکه میتونه صورت‌های مختلفی داشته باشه که شما باید همشون رو به خوبی یاد بگیرید و از انجام اونا دوری کنید.

یه نکته دیگه هم بهتون بگم که میتونه یه نکته طلایی تو مهارت گوش شنوا باشه. برای اینکه جلو قضاوت کردن رو بگیرید، همیشه به این فکر کنید که ممکن بود این کار رو شما انجام میدادید و یا ممکنه که شما هم بدتر از این کار رو در زندگیتون انجام داده باشید، پس قرار نیست در شرایطی که خودمون درگیر هزاران اشتباه هستیم، کسی دیگر رو بخاطر اشتباهاتش شماتت کنیم. خیلی از کوچ‌های مطرح، درست پشت سر مراجع خودشون، روی دیوار این اصل رو نوشتن که: ” فقط گوش بده، اینجا دادگاه نیست. “.

اصل سوم: واکنش داشته باش.

گوش شنوا در کوچینگ

تا اینجای کار همیشه روی خوب گوش دادن  ، گوش شنوا داشتن و توجه کردن به گفته‌های مراجع تمرکز کردیم، اما نکته‌ای که باید یادمان باشد این است که به هیچ وجه از آن سمت بوم، نیافتیم. سکوت محض، در یک جلسه کوچینگ، گاهی باعث می‌شود که مراجع احساس بدی را تجربه کند و حس کند که یا شما حرف‌های او را متوجه نمی‌شوید و یا اینکه میلی به شنیدن حرف‌های او ندارید. پس باید همیشه یک تعادلی میان سکوت و حرف زدن برقرار کنید به گونه‌ای که نه مزاحم حرف‌های مراجع شوید و نه اینکه سکوت محض داشته باشید.

بهترین راه برای واکنش نشان دادن به مراجع در دو نکته خلاصه می‌شود. نکته اول استفاده از عبارت‌های تایید کننده هستند و نکته دوم سوال‌های راه گشا. عبارت‌های تاکید کننده، همان دسته از کلماتی هستند که در گفتگوهای عادی هم استفاده میکنیم. مثل: ” بله درسته. “، یا ” خب ” و یا ” کاملا صحیحه. “. این عبارات اگر در کنار زبان بدن استفاده بشوند، به مراجع حس خوبی منتقل می‌کنند و باعث می‌شود که مراجع راحت تر صحبت کند و شما هم راحت تر نکات را درک کنید.

بیشتر بخوانید  ۷ اصول اخلاقی که در کوچینگ وجود دارد

سؤال راهگشا

اما سوال‌های راهگشا، سوال‌هایی هستش که مراجع را متوجه می کند که شما به طور بسیار متمرکز به حرف هاش گوش می دید . یعنی چی؟ ببینید در یک گفتگو نقاطی وجود دارد که شما نیاز به راهنمایی بیشتر یا درک بیشتری از گفتگوهای مراجع دارید. خیلی راحت شروع کنید به صحبت کردن و سوال پرسیدن. 

سعی کنید در یکی دو جمله از مراجع بخواهید که در مورد یک موضوع خاص بیشتر صحبت کند. یا اگر جایی متوجه چیزی نشدید، کافیه سوال کنید تا مراجع آن قسمت از گفته‌هایش را بیشتر برای شما توضیح دهد. این باعث می‌شود که به شدت مهارت گوش شنوا در گفتگوی شما فعال بشود.

اصل چهارم: احساسات خودتان را بیان کنید.

هر گفتگویی شامل موارد مختلفی میشه که یکی از بخش‌های مهم آن بحث احساسات است. طبیعتا وقتی کسی برای جلسه کوچینگ به نزد شما می‌آید، بخشی از دغدغه‌های او درگیر احساسات هم می‌شود. مشکلات زندگی، شوق راه اندازی یک بیزینس جدید، نگرانی از سرمایه گذاری‌ها و هر احساس دیگه می‌تواند بخشی از احساساتی باشد که در یک گفتگو جاری می‌شود. ما بعنوان یک کوچینگ، بعنوان یک انسان که میزبان دغدغه‌های یک انسان دیگر هستیم، باید این قدرت و قابلیت را داشته باشیم که احساسات طرف مقابل را درک کنیم و روی آن‌ها واکنش داشته باشیم.

بزارید یه چند تا مثال براتون بزنم. فرض کنید مراجع میاد پیش شما و قصد داره بعد از یک دوره بد مالی، دوباره بیزینس خودش رو شروع کنه. طبیعیه که بخشی از گفتگوهاش یادآوری اون دوران بد کاری باشه. اینجا جاییه که شما باید وارد عمل بشید. باید بهش این حس رو بدید که نه تنها یه شنونده هستید، بلکه میتونید درکش کنید، میتونید بفهمید که چقدر سختی کشیده و باید واکنش داشته باشید. 

یا بزارید یه شرایط دیگه رو براتون بگم، فرض کنید که فردی اومده پیش شما و تصمیم گرفته که کسب و کار جدیدش رو برای اولین بار راه اندازی کنه، خب طبیعیه که شوق و ذوق داره برای این کار و اینجا جاییه که شما باید حرف هاش رو بشنوید. احساسش رو تقویت کنید و بهش واکنش داشته باشید. این کار یکی از تکنیک‌های برجسته توی مهارت گوش شنوا هست.

اصل پنجم: خلاصه‌ای از بحث ارائه کنید

وقتی که صحبت با مراجع به نقطه پایانی میرسد، بهترین راه این است که یک خلاصه‌ای از گفتگو را ارائه کنید. این خلاصه می‌تواند از روی یادداشت‌های شما باشد یا می‌تواند سیری از گفتگو باشد. خلاصه کردن به این معنی نیست که شما یکبار دیگر گفتگو را تکرار کنید. به این معنی نیست که شما از اول بحث دوباره شروع به گفتن نکته‌ها کنید. 

نه اصلا این روش درست نیست. بهترین راه این است که در یکی دو دقیقه، تنها سرفصل‌های اساسی و اصلی گفتگو را اعلام کنید تا یک جمع بندی کلی از بحث در اختیار شما و مراجع باشد. این اتفاق دو حسن دارد. یک اینکه شما به یک جمع بندی کلی میرسید و مهارت گوش شنوا را به درستی انجام داده‌اید و دو اینکه اگر نکته‌ای جا مانده باشید یا مورد توجه شما قرار نگرفته باشد، مراجع به شما می‌گوید و آن نکته را اصلاح می‌کند. این دقیق ترین روش برای جمع بندی بحث و خلاصه کردن گفتگو است.

اصل پنجم: خلاصه‌ای از بحث ارائه کنید

وقتی که صحبت با مراجع به نقطه پایانی می رسد و شما یک گوش شنوا در جلسه کوچینگ داشتید، بهترین راه این است که یک خلاصه‌ای از گفتگو را ارائه کنید. این خلاصه می‌تواند از روی یادداشت‌های شما باشد یا می‌تواند سیری از گفتگو باشد. خلاصه کردن به این معنی نیست که شما یکبار دیگر گفتگو را تکرار کنید. به این معنی نیست که شما از اول بحث دوباره شروع به گفتن نکته‌ها کنید. نه اصلا این روش درست نیست. 

بهترین راه این است که در یکی دو دقیقه، تنها سرفصل‌های اساسی و اصلی گفتگو را اعلام کنید تا یک جمع بندی کلی از بحث در اختیار شما و مراجع باشد. این اتفاق دو حسن دارد. یک اینکه شما به یک جمع بندی کلی میرسید و مهارت گوش شنوا را به درستی انجام داده‌اید و دو اینکه اگر نکته‌ای جا مانده باشید یا مورد توجه شما قرار نگرفته باشد، مراجع به شما می‌گوید و آن نکته را اصلاح می‌کند. این دقیق ترین روش برای جمع بندی بحث و خلاصه کردن گفتگو است.

اصل ششم: حتما نتیجه گیری کنید.

یکی از اشتباهاتی که در جلسه‌های کوچینگ رخ می دهد این است که کوچ بعد از شنیدن کل ماجرا، به جای اینکه یک نتیجه گیری از بحث داشته باشد، به دلیل کمبود وقت یا هر دلیل دیگری، بحث را به یک جلسه دیگر موکول می‌کند. اما این یکی از اشتباهاتی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد. چرا؟

 به این دلیل که اگر از لحاظ ذهنی، مراجع را در طول یک جلسه کوچینگ بررسی کنیم، مراجع در پایان هر جلسه در آماده ترین وضعیت ذهنی برای شنیدن یک دستور العمل و حرکت به جلو است. اگر شما جلسه را بدون نتیجه گیری رها کنید، نه تنها نتیجه مطلوبی از جلسه نگرفته‌اید، و نه تنها مهارت گوش شنوا را به درستی انجام نداده‌اید، بلکه تمام تاثیر جلسه‌های کوچینگ را نیز از بین برده‌اید. چرا که برای جلسه بعد دوباره باید این روند طی بشود و این گسست‌های پیاپی در صحبت‌های بین مراجع و کوچ باعث می‌شود که تحت هیچ شرایطی نتیجه مطلوبی از دوره کوچینگ به دست نیاید.

نتیجه اصولی

خب این اصول مهارت گوش شنوا بود. اما خب خودمونم یه نتیجه‌ای از این اصول بگیریم. ببینید مهارت گوش شنوا، بر خلاف چیزی که خیلیا فکر می‌کنن فقط مربوط به خوب شنیدن نمیشه.  بلکه بخشی از مسیر کوچینگ و جلسه‌های کوچ هستش که ما رو به نتیجه‌ای که می‌خوایم نزدیک تر میکنه. 

مهارت گوش شنوا باعث میشه که گفتگوی ما عمیق تر بشه، نتیجه‌ها در دسترس تر باشند و در نتیجه، ثمره بهتری از جلسه کوچ دستمون بیاد. خب حالا که اصول رو یاد گرفتیم، وقتشه که چند تا تکنیک اصلی برای مهارت گوش شنوا رو هم یاد بگیریم که بتونیم در جلسه‌های کوچینگ ازش استفاده کنیم.

بیشتر بخوانید  هفت سطح انرژی در کوچینگ

۱۰ تمرین برای کسب مهارت گوش شنوا

مهارت گوش دادن در جلسه کوچینگ

برای اینکه بتوانیم به درک بهتری از مهارت گوش شنوا داشته باشیم، بد نیست که ده تمرین طلایی از مهارت گوش شنوا را با هم مرور کنیم. این تمرین‌ها میتوانند اصولی که آموختیم را این بار به صورت عملی و کاربردی در ذهنمان نهادینه کنیم.

داستان زندگی

قبل از اینکه هر صحبتی کنید، از مراجع بخواهید که داستان زندگی خودش را برای شما تعریف کند. بهترین راه برای تمرین مهارت گوش شنوا این است که تا جای ممکن داده جمع کنید. جمع کردن داده‌ها می‌تواند قدرت گفتگو را بالا ببرد و تمرین خوبی برای مهارت گوش شنوا باشد.

لطفاً واکنش نشان نده!

این که هم حرف بزنید و هم فکر کنید و هم گوش بدهید، غیر ممکن است. پس تا به طور درست همه چیز را متوجه نشده‌اید و کامل به صحبت‌های مراجع گوش نداده‌اید، نظری ندهید و سعی کنید تنها واکنش‌هایی نشان دهید که باعث تقویت گفتگو شود. و این نکته را نیز در نظر بگیرید که قطع کردن مداوم صحبت‌های مراجع هم امنیت صحبت را کم می‌کند و هم رشته‌ی کلام را از دست مراجع بیرون می‌کشد و قطع می‌کند. پس ارزش سکوت را بدانید و از مهارت گوش شنوا استفاده کنید.

ثبت تمام اطلاعات لازم نیست!

لازم نیست که تمام بخش‌های صحبت با یک مراجع را به خاطر بسپارید و حفظ کنید. اما این را بدانید که مهارت گوش شنوا، همیشه دنبال یک هدف است و آن جذب داده‌ها و اهداف اصلی است. برای اینکه به بهترین شکل بتوانید این داده‌ها را در ذهن داشته باشید، باید از یکی از اصول مهارت گوش شنوا استفاده کنید و سعی کنید با یادداشت برداری نکته‌های اصلی را در ذهن بسپارید. چیزی که این وسط بیشترین خدمت را به مراجع میکند یادداشت‌های اصلی‌ای است که شما بر روی دغدغه‌های اصلی مراجع انجام می دهید.

حواس پرتی ها را کنار بگذار

اگر می‌خواهید به بهترین شکل ممکن، تمام حواستان را به صحبت‌های مراجع بدهید، بهترین راه این است که هر چیزی که حواس شما را پرت می‌کند را از خودتان دور کنید. بعنوان مثال اگر گوشی شما حواستان را پرت می‌کنید، آن را سایلنت کنید و از خودتان دور نگه دارید، یا اگر سر و صدای بیرون دفتر کارتان شما را اذیت می‌کند، درب و پنجره را ببندید. هر کاری که احساس می‌کنید به آرام کردن فضا منجر می‌شود را انجام دهید و نگذارید تحت هیچ شرایطی، حواستان در طول صحبت کردن با مراجع پرت شود.

به حرفاش واکنش نشون بده!

نکته‌ای که در واکنش نشان دادن هنگامی که می خواهید گوش شنوا در کوجینگ  نسبت به مراجع  داشته باشید و بسیار اهمیت دارد، این است که به جای اینکه به خود شخص واکنش نشان دهید، به حرفی که می‌زند واکنش نشان دهد. هیچ وقت به فرد نگویید که تو چقدر سختی کشیده‌ای. بلکه به او بگویید که واقعا شرایط سختی بوده، میفهمم. خود شخص را مخاطب قرار ندهید چرا که ممکن است برداشتی مشابه قضاوت داشته باشند.

بر اساس تجربه

بر اساس تجربه، واکنش‌های مناسب هر شخص را پیدا کنید. هر کسی یک شیوه خاصی برای گفتگو دارد و یک الگو برای همه کار ساز نیست. پس بهترین کار ممکن این است که از تکنیک‌های درست مهارت‌های ارتباطی استفاده کنید تا شیوه خاص گفتگو با هر کسی را پیدا کنید.

انتقاد ممنوع!

هیچ کس را نقد نکنید. ما در کوچینگ قرار نیست که به کسی نقد کنیم و قرار نیست که کسی را از چیزی که انجام داده و یا به آن باور دارد، پشیمان کنیم. دقت کنید که این نقد کردن تنها در گفتگوها خلاصه نمی‌شود. بلکه حالات رفتاری شما، زبان بدن شما و هر واکنشی که شما نشان میدهید می‌تواند نشان دهنده نقد و حتی تحقیر طرف مقابل باشد.

گوش دادن ساکت شدن نیست

گوش دادن هیچ گاه به معنای سکوت نیست. هر گوش دادنی نهایتا باید به یک نتیجه‌ای منجر شود و اگر نتوانیم نتیجه دستی از گفتگوهایمان بگیریم به هیچ وجه نمی‌توانیم تقصیر را گردن مراجع بیندازیم. مسئولیت هر جلسه، بر عهده‌ی کوچ است.

فضای مثبت

همیشه فضای مثبت برای گفتگو ایجاد کنید. چند نکته باید در این زمینه بدانید که هر کدام می‌تواند شرایط گفتگو را به شدت مثبت کند. اولین نکته این است که در ابتدای هر صحبتی باید جو آرامی را برای مراجع ایجاد کنید تا مراجع احساس کند که در جای امنی مشغول صحبت کردن است.

 دومین نکته این است که هر جا که مراجع خسته شد، یا احساس بدی داشت، بهتر است که چند دقیقه‌ای به جلسه استراحت بدهید. یک چای بنوشید. یک لیوان آب برای او بیاورید تا فضای جلسه دوباره آرام شود و نکته آخری که باید بدانید این است که گاها بیان تجربه‌های مشترک به مراجع می‌تواند حس خوبی بدهد و فضا را برای او آرام کند. 

دغدغه مشترک

اگر با مراجع خودتان دغدغه مشترکی دارید، یا تجربه مشابهی را تجربه کرده‌اید، می‌توانید تا جایی که حریم گفتگو اجازه میدهد با او به اشتراک بگذارید. این تجربه‌ها هم فقط شامل نکات منفی نمی‌شود. بلکه نکات مثبت هم باعث می‌شود که فضای خوبی در گفتگو حاکم شود.

از سؤال پرسیدن نترس

سوال بپرسید و از سوال پرسیدن هراسی نداشته باشید. سوال پرسیدن کار یک کوچ است. یک کوچ تنها می‌تواند با سوال پرسیدن به داده‌هایی که می‌خواهد برسد، اما نکته‌ای که نباید فراموش کنید این است که سوال پرسیدن باید درست و بجا باشد. نباید سوال از بحث اصلی دور باشد و نباید هیچ وقت وسط صحبت‌های مراجع، شروع به سوال پرسیدن کنید.

کوچینگ نه تنها به شما روش زندگی کردن را می‌آموزد، بلکه از شما فردی متخصص برای رسیدن به نقطه‌ای قابل اتکا در زندگی می‌سازد. مهارت گوش شنوا نه تنها در یک جلسه کوچینگ بلکه در برهه‌های مختلف زندگی می‌تواند به ما کمک کند و باعث رشد و ارتقای سطح زندگی ما شود.

کلام آخر

کوچینگ نه تنها به شما روش زندگی کردن را می‌آموزد، بلکه از شما فردی متخصص برای رسیدن به نقطه‌ای قابل اتکا در زندگی می‌سازد. مهارت گوش شنوا نه تنها در یک جلسه کوچینگ بلکه در برهه‌های مختلف زندگی می‌تواند به ما کمک کند و باعث رشد و ارتقای سطح زندگی ما شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *