فهرست مطالب

کوچینگ مدل گرو (GROW)

کوچینگ مدل گرو (GROW)

کوچینگ مدل گرو (GROW)

کوچینگ مدل گرو (GROW) یکی از مدل‌های  که به شما کمک می‌کند که به شما یک الگو جهت برگزاری جلسات کوچینگ می‌دهد. 

چهار مرحله مدل GROW – کوچینگ مدل گرو (GROW)

برای برگزاری جلسات کوچینگ، مدل‌های بسیار زیادی وجود دارد که با استفاده ازآنها خواهید توانست کیفیت جلسات خود را ارتقا بدهید. شما وقتی از این مدل‌ها استفاده می‌کنید پس از مدتی قادر خواهید بود که مدل خودتان را بسازید و در جلسات خود از آن استفاده کنید. مدل‌هایی از قبیل GROW, OSKAR, 4D, و… .در این مقاله قصد داریم راجع به مدل GROW صحبت کنیم.

این مدل از چهار مرحله تشکیل شده است و به شما کمک خواهد کرد که بتوانید اصولی هدف‌گذاری کنید، وضعیت موجودتان را شفاف کنید، منابع و فرصت‌ها و گزینه‌های خودتان را  کشف کنید و در نهایت اقداماتی موثر و زمان‌‌بندی شده برای خودتان در نظر بگیرید.

اگر با مدل های کوچینگ شنایی ندارید مقاله انواع مدل های کوچینگ رو مطالعه کنید

هدف در کوچینگ مدل گرو (GROW)

GOAL (هدف): کوچینگ مدل گرو (GROW)

این مرحله یکی از مراحل مهم در مدل GROW است که زمان زیادی می‌برد و ارزشش هم دارد، زیرا همانطور که هلن کلر گفته است: نداشتن چشم بهتر از نداشتن چشم‌انداز است.

در این مرحله کوچ تلاش می‌کند که مراجعش بتواند چشم‌انداز ایده‌آل خود را ببیند و برای آن هدف گذاری کند. قضاوت نکردن و تشویق مراجع به اینکه آزادانه هرآنچه را که دوست دارد بیان کند و با خود سخنانی مثل مگر ممکن است، مگر من می‌توانم و … نزند، و یا اینکه با خود احساس نکند که با گفتن این سخنان کوچ او را قضاوت خواهد کرد از مهم ترین قسمت‌های این مرحله است و همین قسمت هم باعث طولانی شدن این مرحله می‌شود. کوچ باید با آرامش و صبوری به مراجع خود این اجازه را بدهد که بتواند چشم‌انداز ایده‌آل خود را ترسیم کند.

اقدامک ها در کوچینگ مدل گرو (GROW)

پس از اینکه چشم انداز ایده‌آل خود را ترسیم کرد نوبت آن است که خود این چشم انداز را خرد کند و به اهداف بلندمدت، میان‌مدت، کوتاه‌مدت و اقدامک تقسیم کند. یعنی اگر بخواهد به آن اهداف برسد باید چه اهداف بلندمدتی را تنظیم کند. سپس برای رسیدن به آن اهداف بلندمدت باید چه اهدف کوتاه مدتی را تنظیم کند؟ برای رسیدن به آن اهداف کوتاه مدت باید چه اهداف کوتاه مدتی را در نظر بگیر و در نهایت چه اقدامک‌های فوری را باید انجام دهد که همان اهداف کوتاه مدت عملی شوند.

نکته‌ای که وجود دارد این است که مدت زمان این اهداف با توجه به نوع هدفی که دارید متفاوت است. مثلا برای کسی که چشم‌انداز ایده‌آلش قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران است، کسب رتبه زیر ۱۰۰۰ در کنکور هدف بلندمدت او به حساب می‌آید که برای آن حدود یکسال وقت دارد.

خواندن تمام دروس تا عید نوروز جز اهداف میان مدت او به حساب ‌می‌آید، اهداف کوتاه مدت او هم این است که هر دو هفته یکبار تراز بالای ۶۰۰۰ هزار در آزمون‌های موسسات کنکوری کسب کند و بتواند ایرادات خود را بررسی کند و سعی کند در هر آزمون پیشرفت کند. حال اقدامی فوری که می‌تواند برای خود تعیین کند این است که برای مثال در یکی از موسسات کنکوری ثبت نام کند و برای اولین آزمون خود برنامه ریزی کند و شروع به درس خواندن کند تا به هدفی که برای دو هفته آینده خود تعیین کرده است برسد.

بیشتر بخوانید
انواع مدل های کوچینگ

پس از اینکه مراجع چشم ‌انداز ایده‌آل خود را ترسیم کرد باید اهداف بلندمدت، میان‌مدت، کوتاه‌مدت خود را اصولی تنظیم کند. بین رویا بافی و هدف‌گذاری تفاوت وجود دارد و شما نمی‌توانید با خودتان بگویید می‌خواهم پولدارترین انسان شوم و انتظار داشته باشید که پولدار شوید. باید برای خودتان هدف بگذارید و برنامه ریزی کنید. یکی از بهترین روش‌ها برای هدف‌گذاری روش اسمارت است. طبق این روش یک هدف باید مشخص، قابل اندازه‌گیری، دست یافتنی، منطقی، زمان‌دار باشد.

قابل اندازه گیری بودن

مشخص و قابل اندازه‌گیری باشد:

هدف نباید کلی‌ و مبهم باشد بلکه باید بسیار شفاف و قابل اندازه گیری و کمی باشد و از اعداد و ارقام در آن استفاده کنید. برای مثال اگر مراجع به کوچ گفت که می‌خواهم پولدار شوم، کوچ باید از او بپرسد که منظورت از پولدار چیست؟ مراجع در جواب می‌گوید: یک خانه در شهر بخرم، ۵ میلیارد در حساب خود پول داشته باشم و یک بنز هم زیر پایم باشد. در اینجا مراجع هدف خود را از حالت مبهم در‌آورده و کمی شفاف‌تر کرده است.

دست یافتنی و منطقی

یعنی اینکه مراجع با توجه و شرایطی که دارد بتواند به اهدافی که تعیین می‌کند دست پیدا کند و این اهداف بر اساس شرایط شما همین الآن هم قابل انجام باشد. مثلا تصور کنید که شما ۴۵ سال سن دارید و تا به امروز یک رستوران موفق داشته‌اید و چند شعبه هم برای کار خود زده‌اید. ناگهان یک مستند درباره ناسا می‌بینید و تصمیم می‌گیرید که ادامه زندگی خود را در ناسا و فضا بگذرانید و سال بعد استخدام ناسا شوید. خب اگر واقعا بخواهید این کار را انجام دهید باید دانش خود را درباره فضا دانش کسب کنید، بتوانید کارهای اقامتتان را در کشور آمریکا انجام دهید و به قدری دانش و مهارت خود را زیاد کرده باشید که بتوانید استخدام شوید و انجام این همه کار در یکسال بسیار غیر منطقی و نشدنی است و احتمالا شما وسط راه نا امید می‌شوید. ولی اگر با خودتان بگویید که من امسال ۵ کتاب درباره فضا می‌خوانم، کلاس زبان ثبت نام می‌کنم، یا یک وکیل برای کارهای اقامتم مشورت می‌کنم منطقی است و احتمال انجام شما بیشتر خواهد شد.

یکی از بهترین راهکارها برای اینکه بدانیم هدفی که انتخاب کرده‌ایم منطقی است یا نه این است که از خودمان بپرسیم که بیشترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم و حداکثر عملکرد ما چیست؟

و سپس بررسی کنیم که کم‌ترین کاری که ما می‌توانیم انجام بدهیم چیست؟ در نهایت میانگین و حد وسط بیشترین و کم‌ترین کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم، هدفی منطقی است.

برای مثال بیشترین وزنی که شما از نظر خودتان می‌توانید در یک ماه کم کنید ۱۰ کیلو است و کم‌ترین میزان هم ۳ کیلو. شما باید ۶.۵ کیلو در یک ماه را هدف گذاری کنید. اگر می‌خواهید که کمی هیجان کارتان را بیشتر کنید می‌توانید یکم بیشتر از میانگین برای خودتان هدف تعیین کنید مثلا برای خودتان ۷ کیلو تعیین کنید.

بیشتر بخوانید
انضباط فردی چیست؟

زمان دار بودن در کوچینگ مدل گرو (GROW)

زمان دار بودن هدف:

شاید مهم‌ترین هدفی که باید از آن استفاده کنید این است که این هدفی که می‌خواهید انجام دهید در چه بازه زمانی می‌خواهیدانجام دهید و برای آن زمان در نظر بگیرید.

برای مثال من می‌خواهم تا سال آینده با اضافه کردن این محصول جدید به محصولاتم درآمد خودم را ماهیانه ۱۵ میلیون افزایش دهم. یک هدف اسمارت است که با توجه به چشم‌انداز کلی شما بلندمدت کوتاه مدت میان مدت بودن آن مشخص می‌شود.

بعد از اینکه مراجع چشم‌انداز خود را تعیین کرد کوچ باید تلاش کند که مراجع اهداف خود را نیز طبق روش اسمارت تعیین کند

شفاف کردن وضعیت موجود:

پس از اینکه وضعیت مطلوب و چشم انداز ایده‌آل مراجع مشخص شد و اهداف خود را برای رسیدن به این چشم‌انداز مشخص کرد حال نوبت آن است که مراجع ببینید در کجا قرار دارد و چقدر با این چشم انداز فاصله دارد. شفاف کردن وضعیت موجود یکی از مراحل مهم این قسمت است. در این مرحله مشخص می‌شود که مراجع نسبت به هدفش در کجای مسیر قرار دارد و برای شروع این مسیر به چه مهارت‌هایی نیاز دارد، چندتا از آن مهارت‌ها را به درستی انجام می‌دهد و نیاز دارد که چند تا از آنها را بیاموزد. همچنین بررسی می‌شود که نقاط قوت مراجع چیست؟ چطور می‌تواند به بهترین شکل از آنها در مسیر رسیدن به چشم‌انداز ایده‌آل خود استفاده کند؟

در این مرحله مراجع ارزش‌های خودش را پیدا می‌کند. ارزش‌ها اشتراک بین رفتار، گفتار، افکار ما است. یعنی اگر همزمان شما یک کاری را انجام دهید، مدام در ذهنتان به آن فکر کنید و حرف آن را با دیگران هم بزنید می‌توان گفت که آن کار جز ارزش‌های شماست. برای مثال اگر شما دوست داشته باشید که به دیگران کمک کنید و در ذهنتان مدام به دنبال راه‌‌هایی باشید که به دیگران کمک کنید، همچنین در جمع دوستان و خانواده مدام از کمک کردن به دیگران صحبت کنید و در عمل هم به دیگران کمک کنید در این شرایط می‌توان گفت که کمک کردن به دیگران جز ارزش های شماست. ارزش‌ها به شما کمک خواهندکرد که هرگاه در طول این مسیر بین دوراهی گیر افتادید بتوانید خودتان طبق ارزش‌هایتان تصمیم بگیرید و مسیر خودتان را کشف کنید. یکی‌ دیگر از مواردی که در این مرحله پیدا می‌شود این است که چه مواردی به شما انگیزه می‌دهند و شور حرکت را در شما به وجود می‌آورند و در سخت‌ترین شرایط به شما کمک خواهند کرد که با قدرت بیشتری به مسیر خود ادامه دهید. به طور خلاصه می‌توان گفت که این مرحله برای بررسی وضعیت فعلی مراجع است. وضعیت فعلی مراجع شامل کشف و شناخت خود مراجع است و تمامی علایق، ارزش‌ها، انگیزه‌ها، باور‌های بازدارنده، نقاط قوت و ضعف مراجع شناخته می‌شود.

گزینه ها در کوچینگ مدل گرو (GROW)

گزینه‌ها:

در این مرحله گزینه‌های مختلفی که باعث پیشرفت مراجع شده و به او کمک می‌کند که با سرعت بیشتری به سمت هدف خود حرکت کند را بررسی می‌کنیم. گاهی اوقات ممکن است که مراجع خیلی خلاقانه راه‌هایی را پیشنهاد دهد، گاهی اوقات هم ممکن است که مراجع فقط یک تا چند گزینه برای پیشرفتش را پیشنهاد کند. در هر صورت کوچ وظیفه دارد که سوالات قدرتمند بیشتری بپرسید و با ابزارهای مختلفی که دارد که کمک کند که مراجع راهکارهای دیگری هم پیشنهاد دهد. یک کوچ گاهی اوقات می‌تواند با یادآوری دستاوردهایی که مراجع در گذشته ایجاد کرده است و یا با یادآوری توانمندی‌ها و نقاط قوت مراجع به او کمک کند که بیشتر بتواند فرصت‌های خودش را ببیند و بیشتر بتواند آنها را به مسیر خودش اضافه کند. می‌توان گفت که در این مرحله به نوعی یک دیدگاه جدید برای مراجع ایجاد می‌شود به این علت که مراجع به منابعی که داشته به یک چشم دیگر نگاه می‌کند و آنها را به چشم یک فرصت می‌بیند. به طور خلاصه در این مرحله مراجع فرصت‌هایی که دارد را بیشتر می‌بیند و راهکارها و گزینه‌هایی برای پیشرفت خودش پیشنهاد می‌دهد.

بیشتر بخوانید
تصمیم گیری چیست

انتخاب در کوچینگ مدل گرو (GROW)

چه زمانی:

این مرحله آخرین مرحله مدل grow  است. پس از آنکه مراجع چشم‌انداز ایده‌آلش را مشخص کرد و اهداف میان مدت و کوتاه مدت و بلندمدت خود را تنظیم کرد و توانست وضعیت موجود خودش را هم شفاف کرد نوبت آن است و در‌آخر هم یک سری گزینه‌هایی برای پیشرفت بیشتر به سوی هدف خود ارائه داد، نوبت آن است که بتواند از این گزینه‌هایی که ارائه کرده است گزینه‌های ضرروی را انتخاب کند. در این مرحله کوچ تلاش می‌کند که گزینه‌هایی که ارائه کرده است را تبدیل به اقدامک کند. برای اینکه بتوانیم به طور اصولی اقدامک طراحی کنیم باید این سه سوال را از خودمان بپرسیم:

چه کاری است که ما را به آن هدف و چشم انداز ایده‌آل خودمان نزدیک می‌کند؟

چطور باید این کار را انجام دهیم؟

در چه زمانی می‌خواهیم این اقدام را انجام دهیم؟

مراجع باید اقدامک‌های خود را طبق تعهدی که دارد تا قبل از جلسه بعد به طور کامل انجام دهد.

نکته مهمی که درباره این مدل وجود دارد این است که مدل یک مدل خطی نیست که از قسمت اول شروع شود  تا آخر جلسه به یک سمت پیش برود بلکه این مدل به صورت برگشت پذیر باید انجام شد یعنی هرجایی که لازم شد به مرحله قبل باز گردیم  تا مراجع خیلی شفاف به مرحله بعدی برود.

نکته دیگری که خیلی مهم است که باید به آن توجه کنیم این است که تمام این مدل‌ها جهت آسان سازی و کمک به کوچ به وجود آمده است. ولی گاهی اوقات توجه بیش از حد به این مدل‌ها کوچ‌ها را در دام می‌اندازد. به این دلیل کوچ مدام در ذهنش به دنبال این است که بتواند تمام این مراحل را انجام دهد و همین موضوع باعث می‌شود که کوچ ناخودآگاه صحبت‌های مراجع را نشنوند و همین نشنیدن باعث می‌شود که جلسات کوچینگ مدت زمان بیشتری را به خود اختصاص دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.